فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۶۳۰
تاریخ انتشار: ۱۹:۵۴ - ۱۴-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۶۳۰
انتشار: ۱۹:۵۴ - ۱۴-۰۲-۱۴۰۵

دیاسپورا و دنیای موازی

 دیاسپورای ایرانی
واقعاً کدام آدم عاقلی اگر هنوز پیوند زنده‌ای با کشورش داشته باشد، پرچم اسرائیل دست می‌گیرد و از آمریکا و اسرائیل می‌خواهد به کشور خودش حمله کنند؟!! این دیگر صرفاً مخالفت با حکومت نیست؛ این نشانه یک گسست عمیق روانی و شناختی از ایران است.
محمد محقر
 
مشکل بخش عمده‌ای از دیاسپورای ایرانی فقط اختلاف سیاسی با حکومت ایران نیست؛ مشکل اصلی، جدایی از واقعیت زنده و روزمره ایران است. این را نمی‌شود فقط با چند نمونه پراکنده توضیح داد.
 
 سال‌هاست که در میان طیف‌های مختلفی از ایرانیان خارج از کشور، از دانشجو و استاد و پزشک و مهندس گرفته تا پناهجو، فعال سیاسی، روزنامه‌نگار، سرمایه‌دار، کارمند و آدم‌های معمولی‌ای که فقط دنبال زندگی بهتر بوده‌اند، می‌شود این گسست را دید.
 
 نتیجه‌ای که من از این تجربه گرفته‌ام هم تلخ است و هم مهم: بخشی از دیاسپورای ایرانی دیگر ایران را آن‌طور که هست نمی‌بیند، بلکه آن را از پشت فاصله، رسانه، خشم و خیال‌پردازی سیاسی می‌فهمد.
 
این بخش از دیاسپورا، ایران را دیگر زندگی نمی‌کند؛ ایران را مصرف می‌کند. از دور نگاهش می‌کند، درباره‌اش خشم تولید می‌کند، از آن هویت سیاسی می‌سازد، با آن در شبکه‌های اجتماعی می‌جنگد، اما دیگر با پوست و گوشت خودش لمسش نمی‌کند. برای همین هم گاهی به مواضعی می‌رسد که برای مردم داخل ایران نه فقط غیرقابل‌قبول، بلکه اساساً غیرقابل‌فهم است.
 
واقعاً کدام آدم عاقلی اگر هنوز پیوند زنده‌ای با کشورش داشته باشد، پرچم اسرائیل دست می‌گیرد و از آمریکا و اسرائیل می‌خواهد به کشور خودش حمله کنند؟!! این دیگر صرفاً مخالفت با حکومت نیست؛ این نشانه یک گسست عمیق روانی و شناختی از ایران است.
 
مسئله اینجاست که فاصله جغرافیایی، اگر طولانی شود و با یک رژیم رسانه‌ای خاص همراه شود، فقط دوری نمی‌آورد؛ توهم دانایی می‌آورد. آدم کم‌کم فکر می‌کند چون هر روز چند ساعت رسانه فارسی‌زبان خارج از کشور می‌بیند، چون توییتر و تلگرام را بالا و پایین می‌کند، چون چند کانال و چند چهره مشخص را دنبال می‌کند، پس ایران را خوب می‌شناسد.
 
در حالی که ایرانِ واقعی جای دیگری است: در مغازه‌ای که با رکود و تورم دارد تعطیل می‌شود، در خانواده‌ای که هم از بسیاری از رفتارهای حکومت ناراضی است و هم از جنگ وحشت دارد، در کارگری که نه دلش با رسانه‌های حکومتی است و نه با اپوزیسیون جنگ‌طلب خارج‌نشین، در پدری که نگران آینده بچه‌اش است، در مادری که از ناامنی و بی‌ثباتی می‌ترسد، در جوانی که از وضع موجود خسته است اما حاضر نیست کشورش به ویرانه تبدیل شود.
 
بخش عمده ای از دیاسپورای ایرانی این واقعیت پیچیده را دیگر نمی‌بیند. ایران برایش تبدیل شده به یک قصه ساده: یک طرف خیر مطلق، یک طرف شر مطلق. در چنین جهانی، همه چیز آسان می‌شود. تحریم می‌شود «فشار لازم». حمله خارجی می‌شود «فرصت تاریخی».
 
تخریب زیرساخت می‌شود «هزینه گذار». کشته شدن مردم عادی می‌شود «هزینه ناگزیر». این زبان، زبان کسی نیست که هنوز ایران را خانه خودش می‌داند. این زبان، زبان کسی است که دیگر از بیرون به ایران مثل یک پروژه سیاسی نگاه می‌کند، نه مثل یک جامعه زنده با میلیون‌ها انسان واقعی.
ارسال به دوستان
captcha
جنگنده‌ها با چه سرعتی از ناو هواپیمابر تیک‌آف می‌کنند؟ چرا لاستیک درگستر هنگام شتاب‌گیری چروک می‌شود؟ آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد عوارض خطرناک مصرف زیاد پروتئین در بدن/ میزان پروتئین مورد نیاز بدن هر انسان چقدر است؟ اقیانوس چقدر می تواند رعب آور باشد؟ 10 واقعیت تکان دهنده از اعماق ناشناخته زمین چهره ترسناک و متفاوت خورشیدگرفتگی از خارج از کره زمین! (+عکس) چرا کولر خودرو بوی نا و رطوبت می‌دهد؟ ۴ ادویه محبوب که یبوست را درمان می‌کند آینه‌ای که دروغ می‌گوید؛ وقتی فیزیک و هوش مصنوعی می‌توانند قوانین انعکاس نور را بشکنند تعجب ریاضیدانان از حل یک مسئله ریاضی توسط یک پزشک چینی با کمک ChatGPT! معنای واقعی جمله مشهور نیچه: «آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند» چند افسر انگلیسی در سیستان و بلوچستان و در ایام جنگ جهانی اول (عکس) دستگیری مأمور قلابی در آذربایجان شرقی مشاوران ترامپ وارد اسرائیل شدند دنیاگیری خاموش در کودکان دنیا به‌سرعت رو به افزایش است