فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۲۵۷۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۶ - ۱۵-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۲۵۷۶
انتشار: ۰۸:۲۶ - ۱۵-۰۵-۱۴۰۵
شعر روز

امروز با حافظ: گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است

حافظ
مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز / وآن کس که چو ما نیست در این شهر، کدام است؟

گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما، ماهِ رخِ دوست، تمام است

در مذهبِ ما، باده، حلال است ولیکن
بی‌رویِ تو ای سَروِ گُل‌اندام، حرام است

گوشم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است
چشمم، همه، بر لعلِ لب و گَردشِ جام است

در مجلسِ ما، عِطر میامیز که ما را
هر لحظه، زِ گیسو‌یِ تو، خوش‌بوی مشام است

از چاشنیِ قند مگو هیچ و زِ شِکَّر
زآن رو که مرا از لبِ شیرینِ تو، کام است

تا گنجِ غمت در دِلِ ویرانه‌، مقیم است
همواره مرا کویِ خرابات، مقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است؟
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است؟

مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وآن کس که چو ما نیست در این شهر، کدام است؟

با محتسبم، عیب مگویید که او نیز
پیوسته، چو ما در طلبِ عیشِ مدام است

حافظ! منشین بی‌مِی و معشوق، زمانی
کایَّامِ گُل و یاسمن و عیدِ صیام است

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: شعر روز ، شعر ، حافظ
ارسال به دوستان
captcha