عصر ایران؛ مهرداد خدیر- واکنش منفی و نقدهای دینی و قرآنی بر سخنی از سید احمد خاتمی دربارۀ تعبیر «صلح» در قرآن او را واداشت در خطبههای نماز جمعۀ تهران موضع بینابینی بگیرد تا تصور نشود تکرارکنندۀ مواضع امثال میرباقری است.
برخی البته توضیحات بعدی و فقهی او را که به جای دوگانۀ جنگ و صلح از گزینه سوم سخن به میان آورد نشانهای از احتمال انتصاب یا انتخاب او به دبیری شورای نگهبان و جانشینی آیتالله احمد جنتی دانستند که به سبب کهولت سن طبعا باید جانشینی برای او تعیین شود چون این شورا را با فقیهان آن میشناسند و خطیب جمعه اصطلاح خاص فقهی را بر زبان آورد.
ماجرا از این قرار است که حجتالاسلام سید احمد خاتمی اواخر هفتۀ گذشته در مسجد صادقیه قم گفته بود: «صلح در قرآن دربارۀ دعواهای خانوادگی است و ربطی به جنگ ندارد و اشاره به صلح با استناد به قرآن استفادۀ ابزاری از قرآن است.»
هر چند سید احمد خاتمی از سید محمد خاتمی نام نبرد اما حدس زده شد که عضو فقهای شورای نگهبان به شبیهترین فرد در نام و نام خانوادگی به خود و ناشبیهترین در دیدگاه سیاسی طعنه میزند که از «صلح شرافتمندانه» در جنگ با آمریکا گفته بود.
همچنین میتوان پرسید اگر چنین مفهومی در قرآن نیست چگونه استفادۀ ابزاری کردهاند. «ابزار»ی باید باشد تا استفاده ابزاری کنند در حالی که عضو هیأت رییسۀ خبرگان گفته نیست!
بلافاصله اما پژوهشگری یادآور شد واژۀ «سلم» که 140 بار در قرآن به کار رفته به معنی همان صلح است کما اینکه راغب اصفهانی ( صاحب مفرداتالقرآن) هم گفته: السلم هو الصلح (سلم، همان صلح است) و کتاب مشهور «جنگ و صلح» هم در عربی به «السلم و الحرب» ترجمه شده است. (برگرفته از یادداشت مجید مرادی بارنشر شده در همین تارنما).
آقای احمد خاتمی هم در خطبههای نماز جمعه درصدد توضیح برآمد و ضمن تکرار مرتبط بودن صلح قرآن با موضوعات خانوادگی یادآور شد به جز دو گزینه جنگ و صلح، اصطلاح فقهی دیگری هم داریم به نام «مهادنه».
جالب این که مرحوم مطهری در کتاب «سیری در سیرۀ ائمۀ اطهار»، مهادنه یا هدنه را همان مصالحه دانسته و نوشته است: مهادنه یعنی مصالحه و هدنه یعنی صلح. معنی این صلح چیست؟ همان پیمان عدم تعرض و به اصطلاح امروز همزیستی مسالمتآمیز و پیمان نجنگیدن.
این که آقای احمد خاتمی از موضع قبلی عقب نشسته و مانند امثال میرباقری جنگ را تقدیس نکرده جای قدردانی دارد زیرا جریانی در کشور اصرار دارد چنان اصالتی به جنگ ببخشد که هر حرکت غیر آن را تسلیم و خیانت و وادادگی تلقی کند و صلح را همان ذلت بداند.
دقیقا مشخص نیست احمد خاتمی در نوشتن بیانیۀ هیأت رییسۀ خبرگان چه نقشی داشته ولی مشخص است که نویسندگان آن ذهنیتی دربارۀ "مهادنه" نداشتهاند چرا که اگر داشتند بنا را بر دوگانه جنگ (به معنی مقاومت و دفاع) از یک طرف و صلح (به معنی تسلیم و ذلت) در سوی مقابل نمیگذاشتند و به گزینه سوم (مهادنه/ هدنه) توجه نشان میدادند خاصه این که در خبرگان، غیر مجتهد حق انتخاب شدن ندارد و تعبیر فقهی با کار آنها متناسبتر است تا موضع شداد و غلاظ سیاسی به قصد تحقیر و تخفیف جایگاه دولت و شورای عالی امنیت ملی.
پاسخ صریح و سریع امام جمعۀ موقت تهران ولو گاه با الفاظ درشت و تند یادآور رفتار یک امام جمعۀ موقت دیگر در گذشته است (مرحوم شیخ محمد یزدی) که به نقدها پاسخ میداد و مهندس عبدی نقل میکرد نقدهای او بر احکام قضایی را به دقت میخوانده و برخی از اشارات او در نماز جمعه ناظر به نوشتههای اوست.
سنتی که متاسفانه در دو دورۀ 10 ساله هاشمی شاهرودی و صادق لاریجانی ادامه نیافت. اولی به خاطر آن که اگرچه ایرانی بود اما 30 سال اقامت در نجف سبب شده بود بیان فارسی قوی نداشته باشد و با آن همه تأکید بر شرط اجتهاد دادستانی تهران را به سعید مرتصوی سپرده بود که هر چه با اجتهاد بیگانه بود ذوق ارتقا داشت و جدای آن برای برخورد با رسانهها دنبال بهانه میگشت و صادق لاریجانی هم ترجیح میداد روزهای شنبه به حسن روحانی و برجام بتازد و خود را موظف به هیچ توضیحی دربارۀ دستگاه قضایی نمیدید.
موضوع جالب دیگر اما این است که آیتالله خامنهای که پیش از انقلاب کتاب "صلح امام حسن، قهرمانانهترین نرمش تاریخ" را نوشته یا برگردانده بعد از انقلاب اثری دارد به زبان عربی با عنوان "المهادنه" و دربارۀ هدنه (آتش بس/مصالحه) به عهدنامۀ مالک اشتر اشاره میکنند و با توجه به علاقه زایدالوصف رییس جمهور پزشکیان که باربط و بیربط به آن اشاره میکند خوب است مشاوران درباره "مهادنه" هم اطلاعاتی در اختیار او قرار دهند تا آن بحث تکراری در نظر نیاید و با خواست اکثر مردم برای خروج از وضعیت کنونی همسو باشد.
صلح، نیاز امروز جامعۀ ایران برای گشایش افقی به فردا و تزریق امید است. این که در مقابل تجاوز خارجی باید مقاومت و آن را دفع کرد یک بحث است و این که اصل را بر جنگ بگذاریم آن هم مستمر و تصور کنیم محکوم و محتوم به ادامه جنگ تا ظهور امام دوازدهم هستیم نه منطق عقلی دارد نه شرعی و اتفاقا چه در باور ایرانیان باستان به ظهور "سوشیانس" برای نجات آدمیان و چه در اعتقاد شیعۀ امامیه دربارۀ منجییی با نام و نیای مشخص و چه در اندیشۀ ترسایی که مسیح دوباره بازخواهد گشت هدف استمرار جنگ و خون ریزی نبوده بلکه گشایش افقی بوده و این که پایان شب سیه سپید است.
چند روز دیگر 29 مرداد است و سالروز قبول رسمی آتشبس در سال 1367 و بعد از پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیر همان سال و به یاد ندارم نه امام خمینی و نه آیتالله منتظری نه آیتالله خامنهای و هاشمی رفسنجانی تعبیر "مهادنه" را در توجیه یا توضیح چرایی پایان جنگ به کار برده باشند و اگرچه کلمۀ صلح را به خاطر موارد حقوقی استفاده نمی کردند اما تقبیح هم در کار نبود.
با این اوصاف باید گفت: صلح هم نه، اصلا همین مهادنه. هر چند تلفظ نامأنوسی دارد و ممکن است در دهان شبیه "مداهنه" بچرخد و همان اشتباه رایانه و یارانه یا سوریه و روسیه در رسانهها تکرار شود و کاش آقای حداد عادل که انصافا بر احساسات خود لگام زده و به مدارا و همکاری با دولت توصیه میکند اعضای ارشد فرهنگستان را فراخواند تا به جای مهادنه واژهای فارسی برگزینند به جز آتشبس و مصالحه تا حساسیتی را هم تحریک نکند اگرچه در همین رخت و ریخت، محتوای فقهی بیشتری بر آن مترتب است.
واقعیت و دشمنی به نام کاهش قدرت خرید مردم مجالی برای بحث بر سر دو گانه جنگ یا صلح باقی نگذاشته اما "مهادنه" یا "هدنه" میتواند از شدت آتشباری تندورهای مخالف تفاهمنامه بکاهد.